| عاشقانه |
و روز شرمساری جبرانناپذيریست. آه پيش از آن که در اشک غرقه شوم چيزی بگوی درخت،
جهل ِ معصيتبار ِ نياکان است
مهتاب پاييزی کفریست که جهان را ميآلايد. چيزی بگوی
هر دريچهی نغز
بر چشمانداز ِ عقوبتي ميگشايد.
آه پيش از آن که در اشک غرقه شوم چيزی بگوی، هر چه باشد چشمهها از تابوت ميجوشند و سوگواران ِ ژوليده آبروی جهاناند. عصمت به آينه مفروش که فاجران نيازمندتراناند.
پيش از آن که در اشک غرقه شوم
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
+ نوشته شده در چهارشنبه دهم بهمن 1386ساعت 9:45  توسط بهرامیان
|

